حکومت با استفاده از مانور قدرت خیاباتی و منحرف کردن افکار عمومی، افکار پلید خود در مورد سران جنبش سبز را عملی کرد. منتهای آرزوی سرکوبگران از سال گذشته این بود که با کمترین و قابل پیش بینی ترین هزینه، ارتباط سران جنبش را بدنه آن قطع کند. در نتیجه اگر حصر و یا انتقال و بی خبری از موسوی و کروبی با پاسخ مناسبی روبرو نشود، اعتراضات اخیر و حرکت دوباره جنبش سبز در مجموع به نفع حاکمیت تمام شده است.
کمی واقع بین باشیم. با افزایش ناگهانی قیمت نفت و محصولات آن و همچنین ناآرامی ها و جنایت های قذافی در لیبی، توجه جامعه جهانی از ایران دور شده است. اصولا غرب در این شرایط ترجیح میدهد که کشورهای نفت خیز آرامش و ثبات هر چند تحت دیکتاتوری داشته باشند تا بیش از این اقتصاد جهانی تهدید نشود. خارج شدن از زیر فشار جهانی قدرت مانور داخلی حکومت را بسیار بالا می برد. عذرخواهی رسمی از اسپاتیا و آزادی خبرنگاران آلمانی در حاشیه اتفاقات اخیر، دو نمونه از برخورد با مستبدان عالم! در شرایط نا آرام داخلی بود.
با توجه به این وقایع، اگر بصورت جدی پیگیر آزادی سران جنبش سبز نباشیم و فشار داخلی را هم اکنون بالا نبریم، خیزش مدنی اخیر در طولانی مدت به نفع حکومت خواهد بود و با بی خبری از سران جنبش، تاثیرپذیری فراخوان و حرکتهای آینده کاهش خواهد یافت.